على محمدى خراسانى
42
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
[ أقسام الوضع ] ثم إن الملحوظ حال الوضع إما يكون معنى عاما فيوضع اللفظ له تارة و لأفراده و مصاديقه أخرى و إما يكون معنى خاصا لا يكاد يصح إلا وضع اللفظ له دون العام فتكون الأقسام ثلاثة . و ذلك لأن العام يصلح لأن يكون آلة للحاظ أفراده و مصاديقه بما هو كذلك فإنه من وجوهها و معرفة وجه الشىء معرفته بوجه بخلاف الخاص فإنه بما هو خاص لا يكون وجها للعام و لا لسائر الأفراد فلا يكون معرفته و تصوره معرفة له و لا لها أصلا و لو بوجه . 4 . اقسام وضع يك مقدمه : بهطور كلّى هر واضعى كه مىخواهد لفظى را براى معنائى وضع كند بايد لفظ و معنا را لحاظ و تصور نمايد و به ذهن بياورد ؛ همانطورى كه هر مستعملى در هنگام استعمال ، نخست بايد هر يك از لفظ و معنا را لحاظ كند ؛ چراكه لحاظهاى مذكور شرط وضع و استعمال است و مصحح آن دو مىباشد . « 1 » لحاظ كردن هريك از لفظ و معنا دو گونه است : 1 . يا بنفسه است ؛ يعنى همان لفظ معين يا معناى معين را لحاظ مىكند . مثلًا خود واژه ضرب را ، يا خود هيكل زيد را تصور مىكند نه چيز ديگرى را كه به سبب آن چيز به اين امور اشاره داشته باشد . 2 . يا بوجهه و بعنوانه است ؛ يعنى خود لفظ يا معنا را با خصوصيات تصور نمىكند بلكه آنها را تحت يك عنوان كلّى لحاظ مىكند . اين عنوان كلى ، مرآت و وجه و عنوان براى افراد و مصاديق خود است . براى مثال ، واضع مىگويد : هرچه را كه بر وزن فَعَلَ باشد ، براى دلالت بر فعل ماضى وضع كردم ، كه اين عنوان كلّى بر ضَرَبَ ، كَتَبَ ، نَصَرَ ، مَنَعَ و . . . صادق است ، و با آن عنوان كلّى به اين افراد اشاره شده و آن را مرآت اين افراد قرار داده است . در اينجا افراد و مصاديق وزن فَعَلَ جدا جدا و بنفسها تصور نشدهاند بلكه اجمالًا و بوجهها تصور شدهاند . مثال ديگر : واضع ، مفهوم ابتداى سير يا كتابت و . . . را جدا جدا و با خصوصيات و بنفسها لحاظ نكرده بلكه به وجه و عنوانشان و در تحت مفهوم كلّى ابتدائيت لحاظ كرده است و اين عنوان كلّى را مرآت آنها قرار داده است . حال آنچه در باب وضع مهم است اصل لحاظ و تصور لفظ و معنا است ، و اينكه اين دو نبايد مجهول مطلق باشند . اما از لحاظ بنفسه بودن لازم نيست ، بلكه لحاظ بوجهه هم كفايت مىكند . با توجه به اين مقدمه مىگوييم : معنايى كه در هنگام وضع ، ملحوظ واقع مىشود « 2 » و واضع آن را
--> ( 1 ) . اكنون بحث ما در باب وضع است و دربارهء استعمال ، در قسمتهاى بعدى ، بحث خواهيم كرد . ( 2 ) . لفظ ملحوظ در حال وضع ، در مقدمات بعدى بحث خواهيم كرد .